برنامه ریزی آرمانی ابزاری توانا در زمینه لحاظ چندین عامل به گونه هم زمان در تصمیم گیری می باشد و این در حالی می باشد که محدودیت های سیستمی را نیز به گونه مناسب در نظر می گیرد. مانند مواردی که در این مدل بایستی توجه نموده نحوه اولویت بندی محدودیت های آرمانی (اهداف) و یا ضریب جریمه ای می باشد که برای هر انحراف قائل می شویم که این برنامه ریزی به تنهایی قادر به انجام این مهم نمی باشد. از طرف دیگر بهره گیری از عوامل یا معیارهای کیفی و ناملموس خارج از توانایی این برنامه ریزی می باشد لذا تلفیق با AHP ، یک ابزارمکملی که بتواند نقاط کمبود برنامه ریزی آرمانی را پوشش دهد می تواند مدل مناسبی را برای تصمیم گیری های سازمان منجمله تخصیص مقدار سفارش بهینه به تامین کنندگان فراهم نماید. خاطر نشان می گردد که رویکرد AHP نیز نمی تواند برای تصمیم گیری هایی نظیر تخصیص مقدار سفارش به تامین کنندگان یک ابزار کاملی باشد، علت این مطلب در نظر نگرفتن محدودیت هایی نظیر بودجه، مواد و … در تصمیم گیری و عدم توانایی در انتخاب یا اولویت بندی گزینه های به تعداد زیاد می باشد. پس بهره گیری از دو ابزار با یکدیگر می تواند نقاط ضعف همدیگر را پوشش دهد و علاوه بر آن از نقاط قوت یکدیگر نیز بهره گیری نماید (قراگوزلو و برزگر،1387).

2-5- مفهوم مدیریت زنجیره تامین

2-5-1- مدیریت زنجیره تامین

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مدیریت زنجیره تامین یکپارچه سازی فعالیت های زنجیره تامین و نیز جریان های اطلاعاتی مرتبط با آنها را شامل می گردد. مدیریت زنجیره تامین از طریق بهبود در روابط زنجیره در جهت دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام انجام می شود (کریستوفر،1998). این امر به معنای جریان سریع اطلاعات در میان مشتریان و عرضه کنندگان، مراکز توزیع و سیستم های  حمل و نقل می باشد. اصطلاح مدیریت زنجیره تامین توسط دو مشاور، اولیور و وبر در سال 1982 ابداع گردید. در دیدگاه آنها متناسب سازی جریان های مواد، اطلاعات و مالی در داخل یک شرکت بزرگ چند ملیتی یک وظیفه مهم می باشد. هاگ (2003) در کتاب ضروریات زنجیره تامین یک زنجیره تامین ساده را شامل یک تامین کننده، یک شرکت تولیدی و یک مشتری نهایی می داند(شکل 2- 2).

در اقدام اما یک زنجیره تامین شامل عوامل مختلفی می باشد. پس می توان یک زنجیره تامین بسط یافته را به صورت شکل 2- 3 نمایش داد (هاگ، 2003):

-5-2- موانع پیاده سازی مدیریت زنجیره تامین

تحولات اخیر کشورهای منطقه آنها را ناگزیر به بکارگیری مدیریت زنجیره تامین در حوزه صنایع می سازد. به لحاظ ساختاری مهم ترین مشکلی که زنجیره تامین با آن روبه روست، مشکل تعدد مراکز تصمیم گیری برای تولید، تبدیل و جریان کالاست. این امر موجب تشدید نوسانات تقاضا در طول زنجیره می گردد. هر چقدر از انتهای زنجیره به سمت ابتدای زنجیره (اولین تامین کننده) حرکت کنید، نوسانات تقاضا تشدید می گردد. این پدیده به اثر شلاقی[1] معروف می باشد. این مسئله موجب افزایش موجودی انباشته میان اعضای زنجیره می گردد که در نهایت باعث بالا رفتن هزینه و قیمت نهایی کالا شده و قدرت رقابتی زنجیره کاهش خواهد پیدا نمود. فناوری اطلاعات از طریق تسهیل و تسریع تبادل اطلاعات سازمان، تامین کننده را قادر به آگاهی  و تامین به موقع احتیاجات یکدیگر می کند و این فلسفه تولید به هنگام را قوت می بخشد. در سال

[1] -The bull whip effect

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد