• هدفها و روشها را تنظیم کنید. (طرح)
  • روشها را بکار ببندید و مسائل حاد را حل کنید. (اجرا)
  • عملکرد را ارزیابی کنید و نتایج بدست آمده (پیشرفت) را با هدفها مقابله کنید. (کنترل)
  • نتایج را در کنترلهای روزانه استاندارد و تثبیت کنید یا آنها را به طرحهای بهبود مستمر انتقال دهید. (اقلام) (آکائو یوجی، 1377: 87)

بر اساس فرض و اعتقاد هوشین، افرادی که به نحوی در اجرای یک طرح مسئولیتی دارند، بایستی بر مرحله طرح ریزی آن نیز نظارت داشته باشند. طبق این نظریه، هر طرحی که بر مبنای مشورت و تبادل نظر گروهی تهیه گردد، بهتر و قویتر خواهد بود. (آکائو یوجی ،1377: 3)

سیستم مدیریت هوشین ، یک سیستم برای مدیریت فرآیندهای سازمانی در راستای تحقق اهداف کلان شرکت (که پایداری آن از طریق بهبود مستمر سازمانی حاصل میشود) و پیوند آنها با یکدیگر برای بهبود عملکرد، از طریق تدارک مطلوب و بهینه سازی منابع(نیروی انسانی، مواد و کالا، پول) از لحاظ کیفیت، مقدار، هزینه و زمان می باشد. این سیستم بر اهداف و برنامه های یکپارچه منبعث از خط مشی ها و استراتژی سازمان در قالب بلند مدت (3-10 سال)، میان مدت(3-5 سال) و سالانه مبتنی می باشد.(آکائو یوجی،1377)

هوشین کانری یک چارچوب سازمانی برای مدیریت استراتزیک می باشد که چهار فعالیت اصلی را در بر میگیرد ( ویچر و باتر ورث[1]، 1999):

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • ایجاد تمرکز بر جهت گیری کلان شرکت از طریق تعیین اولویت های استراتژیک سالانه
  • همسوسازی اولویت های استراتژیک با طرح ها و برنامه های بخشی
  • یکپارچه سازی اولویت های استراتژیک با مدیریت روزمره
  • فراهم کردن امکان بازنگری ساختاریافته از پیشرفت اولویت های استراتژیک

 

سیر عمومی فرآیند هوشین کانری از مدیریت ارشد به مدیریت میانی و از آن به گروههای اجرایی و عملیاتی می رسد. پیکانهای دو طرفه، مذاکرات و ارتباطهای مشترک بین این گروه را برای رسیدن به توافق بر ضوابط و کنترلها نشان میدهد. مدیریت ارشد مسئولیت تعیین علت وجودی شرکت، یعنی هدفهای اصلی یا رسالت و آینده آن می باشد. مدیریت میانی درمورد تعیین هدفهای جاری که برای دستیابی به هدفهای کلان لازم می باشد، با مدیریت ارشد مذاکره کرده و به این ترتیب استراتژیهای لازم را به مقصود دستیابی به اهداف کلان و چگونگی مدیریت منابع برای اجرای طرحها را تعیین میکنند. سپس مدیریت میانی درمورد مقررات و ضوابط فنی و تعیین شاخصهای لازم برای اجرای موفق استراتژیها با گروههای اجرایی مذاکرات لازم را انجام  میدهند. به این ترتیب گروه اجرایی توانایی تعیین برنامه زمان بندی شده عملیات را به دست می آورد. بعد از این مدیریت ارشد با فرایند بازنگری بر چگونگی پیشرفت کاری گروههای اجرایی و موفقیت سیستم برنامه ریزی آنها نظارت لازم را اعمال می ‌کند. (یوجی آکائو،1377: 6)

[1] Witcher & Butterworth

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد