کارت امتیازی متوازن یکی از مهمترین ابزارهای مطرح شده در زمینه کسب و کار در قرن گذشته می باشد. پایه‌گذاران BSCحسابداران بوده‌اند. در سال 1987، تحقیقی توسط انجمن ملی حسابداران آمریکا (NAA)  و موسسه CAM-I  نشان داد که 60 درصد از مجموع 260 مدیر مالی و 64 مدیر اجرایی شرکت‌های امریکایی از سیستم ارزیابی عملکرد شرکت خود ناراضی بوده‌اند.

در آن وقت اکثراً گزارشات مالی وسیله سنجش عملکرد سازمان بود، در دوران انقلاب صنعتی سازمان‌ها با برقراری و توسعه‌ی سیستم‌های کنترل مالی وضعیت خود را اداره کرده و بر نحوه تخصیصی دارایی‌های فیزیکی و مالی خود نظاره می‌کردند. با ظهور عصر اقتصاد مبتنی بر دانش و اطلاعات، اتکای صرف به سیستم‌های اندازه‌گیری برای رقابت و کسب مزیت‌های پایدار کفایت نمی‌نمود. با پیچیده‌تر شدن مناسبات اقتصادی و مسائل کسب و کار در آستانه قرن 21، نارسایی سنجه‌های مالی بیش از پیش نمایان گردید.

در اوایل دهه 1990، رابرت کاپلان  استاد دانشکده بازرگانی دانشگاه هاروارد به اتفاق دیوید نورتون که در آن وقت مدیر یک شرکت تحقیقاتی بود، طرحی تحقیقاتی را به مقصود مطالعه علل توفیق دوازده شرکت برتر امریکایی و مطالعه روش‌های ارزیابی عملکرد در این شرکت‌ها آغاز نمودند. به این ترتیب کاپلان و نورتون اعلام کردند که برای انجام یک ارزیابی کامل از عملکرد سازمان می‌بایست این عملکرد از چهار زاویه دید  مورد ارزیابی قرار گیرد:

  • دیدگاه مالی
  • دیدگاه مشتری
  • فرآیندهای داخلی
  • رشد و یادگیری

یافته‌های کاپلان و نورتون تعیین‌کننده این واقعیت بود که شرکت‌های موفق، در هریک از این چهار منظر اهداف  خود را تعیین و برای ارزیابی سنجه‌هایی  انتخاب کرده و اهداف کمی هریک از این سنجه‌ها  را برای دوره‌های ارزیابی مورد نظر، تعیین می‌کنند، سپس اقدامات و ابتکارات اجرایی  جهت تحقق این اهداف را برای برنامه‌ریزی و به مورد اجرا می‌گذارند.

کاپلان و نورتون  این روش ارزیابی عملکرد را روش ارزیابی متوازن یا کارت امتیازی متوازن نامیدند، که طی ده‌های بعدی به یک «سیستم مدیریت استراتژیک» تبدیل گردید به این شکل که بعضی سازمان‌ها از این روش نه تنها برای ارزیابی عملکرد بلکه به عنوان چهارچوبی جهت تدوین و فرموله کردن استراتژی و ارتباطات و کنترل نحوه اجرای استراتژی‌های خود، بهره گیری نمودند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

بردی  در مقاله «بکارگیری کارت امتیازی متوازن در کمپانی FMC» پس از بحث در مورد BSC و ارائه نتایج بکارگیری آن به این موضوع پرداخته می باشد که کارت امتیازی متوازن می‌تواند علاوه بر ارزیابی اجرای استراتژی‌ها، به صورت سیستم سنجش عملکرد استراتژیک موسسات به کار گرفته گردد. پس کارت امتیازی متوازن نه تنها ابزار ارزیابی استراتژی‌ها می‌باشد بلکه یک سیستم ارزیابی استراتژیک شرکت می‌باشد.

بعضی از محققان کارت امتیازی متوازن را یک چارچوب مدیریت عملکرد استراتژیک منسجم می‌دانند، که سازمان‌ها را در ترجمه اهداف استراتژیک به سنجه‌های عملکردی مرتبط با آن‌ها یاری می‌دهد.

هدف اصلی مدل کارت امتیازی متوازن به‌کارگیری اهداف و چشم‌انداز سازمان در اقدام می‌باشد. این مدل اهداف و استراتژی را به جای کنترل، مرکز عملیات سازمان قرار می‌دهد. این کار از طریق ترجمه اهداف سازمان به عوامل کلیدی موفقیت در چهار حوزه چهارچوب BSC انجام می گردد. یکی از نقاط قوت BSC تشویق کارکنان به کار کردن برای دستیابی به چشم‌انداز مشترک سازمان می باشد.

شاخص‌های کارت امتیازی متوازن جهت هدایت و ارزیابی شرکت‌های عمر اطلاعاتی در زمینه خلق ارزش از سرمایه‌گذاری بر روی مشتریان، تامین‌کنندگان، پرسنل، فرآیندها، تکنولوژی و نوآوری لازم هستند. کارت امتیازی متوازن، شاخص‌های مالی از عملکرد گذشته را با شاخص‌هایی از تعیین‌کننده‌های عملکرد آینده تکمیل می کند. اهداف و شاخص‌های کارت امتیازی از استراتژی‌ و چشم‌انداز سازمان تعیین می شوند. این اهداف و شاخص‌ها به عملکرد سازمان در چهار وجه می‌نگرند: مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی، و رشد و یادگیری. همانطور که در شکل 2-9 نشان داده شده می باشد این چهار وجه چارچوبی را برای کارت امتیازی متوازن فراهم می کند.

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد