تصمیم گیری مسئله ای می باشد که بشر از زمان خلقتش تا کنون با آن مواجه بوده می باشد. با گذشت زمان همراه با پیشرفت علوم و تکنولوژی نیازهای بشر هم تغییرات شگرفی نمود. به طوری که مشخص می باشد، هر فرد در طول شبانه روز با مسائل گوناگونی روبه رو می باشد که بایستی در مورد آنها بهترین تصمیم را اتخاذ نماید. این مسائل ممکن می باشد در زندگی روزمره و موارد شخصی مطرح گردد و یا در تصمیم گیریهای کلان مانند تنظیم بودجه سالانه کشور یا در احداث یک سد و یا در مدیریت تولید یک کارخانه باشد.

از طرف دیگر، جهان سیستم پیچییده ای از عناصر می باشد که بر هم اثر متقابل دارند. برای نمونه، اقتصاد به انرژی و دیگر منابع وابسته می باشد. دستیابی به انرژی بستگی به جایگاه سیاسی و جغرافیایی دارد، جایگاه سیاسی به قدرت نظامی وابستگی دارد و قدرت نظامی هم تا حد زیادی به تکنولوژی، دانش و منابع وابسته می باشد. در چنین شبکه پیچیده ای از عوامل، تشخیص اولین علت و آخرین معلول کار ساده ای نیست. ذهن تصمیم گیرنده همیشه نمی تواند این روابط متقابل را به گونه همزمان در نظر گرفته و در مورد موضوعات مختلف تصمیم گیری نماید (قدسی پور،1384). مسئله دیگری که مطرح می باشد، تأثیر تصمیم گیری در مدیریت می باشد. واضح می باشد، تصمیماتی که مدیران اتخاذ می نمایند، اثرات اساسی در سازمان مربوطه و گاهی در سطح یک صنعت و حتی کشور دارد.شاید بتوان تصمیم گیری را مترادف با مدیریت دانست، به بیانی دیگر هر یک از وظایف مدیر به وسیله تصمیم گیری از قوه، به فعل در می آید (اصغرپور،1377). در بعضی از مواقع نتیجه تصمیم گیری ها به اندازه ای مهم می باشد که بروز خطا ممکن می باشد ضررهای جبران ناپذیری را بر سیستم تحمیل کند و در نتیجه روش های قدیمی و غیر علمی جوابگوی نیاز انسانها نمی باشد. علوم مدیریت، کامپیوتر، آمار، شبیه سازی، بهینه سازی سیستمهای صف، پژوهش در عملیات و روشهای تصمیم گیری چند معیاره و تصمیم گیری چند شاخصه جملگی از روشهایی هستند که به تصمیم گیری بشر کمک می کنند.

در تعریفی بسیار ساده، تصمیم گیری عبارت می باشد از انتخاب یک راه از میان راه های مختلف. همان گونه که از این تعریف مشخص می باشد کار اصلی تصمیم گیرنده دریافت راه حل های ممکن ونتایج ناشی از آنها و انتخاب اصلح از میان آنهاست، و اگر وی بتواند این انتخاب را به نحو درست ومطلوبی انجام دهد، تصمیم های او موثر و سازنده خواهد بود. تصمیم گیرنده ممکن می باشد با توسل به قدرت های ماورالطبیعه، تجربه یا اتفاق و تصادف تصمیم گیری های خود را انجام دهد. اما هدف اصلی در اینجا تصریح اجمالی به شیوه ها و تکنیک های تصمیم گیری می باشد که کار اخذ تصمیم های عملی را برای مدیر میسر ساخته و او را در اخذ تصمیم های سریع و صحیح یاری می دهد. به گونه کلی فرآیند تصمیم گیری را می توان شامل مراحل زیر دانست:

مرحله اول، شامل تشخیص و تعیین مشکل و مسئله ای می باشد که در راه تحقق هدف مانع ایجاد کرده می باشد. در این مرحله بایستی کوشش گردد مشکل اصلی و واقعی شناخته شده و به درستی تعریف گردد.

مرحله بعدی، یافتن راه حل های ممکن برای رفع مشکل مذکور می باشد که با در نظر داشتن تجربه های علمی و عملی مدیر و اطلاعات و آماری که در دسترس اوست انجام می گیرد. هرچه راه حل های بیشتری برای حل مشکل پیدا گردد، انتخاب بهتری در تصمیم گیری صورت خواهد گرفت.

مرحله سوم، انتخاب معیار برای سنجش و ارزیابی راه حل های ممکن می باشد. برای آنکه راه حل ها نسبت به هم مورد سنجش واقع شوند، لازم می باشد آنها را به وسیله معیاری مورد مطالعه قرا دهیم. به عنوان مثال می توان هزینه و سود را معیار ارزیابی قرار داد و سپس سنجید کدام یک از راه حل ها هزینه کمتر یا سود بیشتری عاید سازمان می کند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مرحله چهارم،تعیین نتایج حاصل از هریک از راه حل های ممکن می باشد.در این مرحله، به عنوان مثال هزینه هایی که از بکارگیری هر یک از راه حل ها حاصل می گردد محاسبه شده و اساس ارزیابی قرار می گیرند.بر اساس معیارهای انتخاب شده نتایج مثبت و منفی هریک از راه حل ها در این مرحله مشخص می شوند.

مرحله پنجم،ارزیابی راه حل ها از مطالعه نتایج حاصل از آنهاست. هر راه حل باتوجه به نتایجی که نصیب سازمان خواهد نمود با سایر راه حل ها مقایسه شده و اولویت راه حل ها تعیین می شوند.

مرحله نهایی در فرآیند تصمیم گیری انتخاب یک راه از میان راه های مختلف و ارائه ی بیانیه ی تصمیم می باشد.این مرحله در انتهای مرحله ی ارزیابی و تعیین اولویت ها،خود به خود تحقق می یابد  و راه حلی که بهترین نتیجه را حاصل ساخته و بالاترین درجه ی اولویت را دریافت داشته راه حل انتخابی می باشد(الوانی،1380 :199)

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد